فصل سرد که می آید/ می سرایم / می نوازم و می خوانم/ دلنوشته هایم را

انگشتانم می لغزند

سخت است!

نوشتن تمام تو

+ تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت نويسنده من |

"دنیای این روزای من"

نگاه به راهی

برای نگاهی!...

 

 

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت نويسنده من |

فردایی می رسد

زیبا!

تماش مال دستهای مهربان توست

و نگاهت که به من حس امنیت می دهد.

هر روزم را سبز خواهی کرد

با گرمی صدایت

مادرم ...


+ تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393ساعت نويسنده من |

به آتش سپردم

تمام دردهایم را !

و خواستم

و سرخی اش را .

می خواهم شاد باشم

و سبز...


+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت نويسنده من |

می گفت:

بانویم!

لحظه هایم از تو پر شده.

او هم

دروغ گفت...


+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت نويسنده من |

دوستی

و دوست داشتنم

امروز

طعم مرگ می دهند

...

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت نويسنده من |

لحظه هایم

با تمام بودنت

تلفیقی ست از

زندگی

با طعم

سردی پر از شیرین!


+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت نويسنده من |


تمامِ بودنت در کنار بودنم 

تصویری است

از نهایت بی قانونی

لحظه های نابِ

من و تو


+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت نويسنده من |


فردا روزی زاده شدم.

دا کَم زمزمه می کرد:

سبزی امروز و سردی فردایم خواهی شد؛

دِتِم ! ...

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت نويسنده من |

امروزم با تو آغاز شد.

آغاز دیگرت

با من و

ابریشمین دخترت

سبز باد ...


+ تاريخ یکشنبه دهم آذر 1392ساعت نويسنده من |